برف روی خط استوا

اینجا دیگر کجاست؟

اینجا دیگر کجای دنیاست ؟

که ماه را درسته گذاشته اند وسط میز ناهار خوری

و دور تا دورش جلسه ی رسیدگی به حال و هوای مرا گذاشته اند

اینهایی که دور میز نشسته اند و همه شان آرزوی خواب در سر می پرورانند

یکیشان تویی ، یکیشان منم ، یکیشان هم پینوکیو ست

و سه تایی داریم مدام به هم دروغ می گوییم که همه چیز خوب است

اما هیچ چیز خوب نیست

دست کم ماه که دیگر توی آسمان نیست !

هر چند توی دست های من و تو باشد ،

که باز هم نیست !

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٢٩ ‎ق.ظ ; ۳٠ امرداد ۱۳۸٤
comment نظرات ()