برف روی خط استوا

شهر یک نفره

روزنامه ها تیتر آمدنت را چاپ خواهند کرد

و شهر

مثل عید

مثل روزهایی که برف می آمد

تعطیل خواهد شد

دیوانه نیستم

در شهری که تنها یک شهروند دارد

همه ی این ها که شدنی ست هیچ

از این ها هم بیشتر دیوانه ات می شوم

 

پاورقی:

حالا خیال برت ندارد که تو شاهزاده ی مهم شهر منی . شهر من هم مثل شهر شما شاهزاده ندارد . شهر من هم مثل شهر شما واقعی ست . پس پشت پنجره می نشینم زل می زنم به رد پایی که طبیعتا روی آسفالت خیابان های واقعی نمانده است و سعی می کنم ببینم مرز بین شعر و نوشته کجای امشب به هم می رسد ، تا تو را که بی هیچ مناسبتی نیستی ، بی مناسبت بستایم .

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱٢ تیر ۱۳۸٤