برف روی خط استوا

نبرجایی های همیشگی

عشق،
دُمَل همیشه نَبَرجای طبیعتِ آدمی ست
که هر شب با نیشتر گریه میترکد
و هر صبح دوباره با درد ورم میکند
آغاز آدمی نیازی به "دل" نداشت
تنها قراربود بخورد وبخوابد وبزایاند وادامه دهد...
طبیعت آدمی نیازی به "عشق" نداشت
همانطور که تو نداری!

آدمی،
اندوهِ همیشه انتخاب شدن و انتخاب نکردن،
اندوهِ انتخاب کردن و انتخاب نشدن است!
و این نبرجایی های همیشه، همیشگی ست!

میدانی دوستم اگر داشتی
آنگونه که شایسته ی زندگی ست
تعریف جدیدی از آدمی می شد شویم!؟
تعریف جدیدی از خلاف جهت شنا کردن
و به کوری چشم دریا
به ساحل رسیدن!؟

تو میدانستی این ها را و رفتی!؟؟

   + مهدیه لطیفی ; ٥:٢٦ ‎ق.ظ ; ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥