برف روی خط استوا

جادوی ماهی ها

ماهی هایی در دهانم
سکوت کرده اند
ماهی هایی در ذهنم
تو را شنا می کنند
ماهی هایی در دلم
بی آب
بی دریا
بی حتی رطوبتِ شرجیِ برقِ چشم هات
زنده مانده اند
با دهانی بسته
و باز مانده دهانِ قانون طبیعت...

من دختر اسفندم
مرا بی دریا رها کنی
ماهی هایی در چینِ دامنم
رقصی چنین می کنند!

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤