برف روی خط استوا

بلای طبیعی!

سرم تلخ است
دهانم مردد
دستم خواب
تنم
کتک خورده ی سی و یک سالِ یکپارچه بی خاصیت...
و تنهایی
بلایی بود طبیعی
که انگشتِ اشاره اش را بر من دوخت
و ناله اش را دیگرانی سر دادند
که فنرهای تختِ شان بی ناله نبود!

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱٩ دی ۱۳٩۳