برف روی خط استوا

گريه های نيمه خورده

دستی به شانه ام نمی زند

قلبم پر از ناتپيده هاست

ذهنم پر از اتفاقاتی ست که نيفتاد

امشب هزار بار گريه ام را خورده ام

همه ی کوچه ها رو به بن بست اند

اينجا هر روز پر از آدم هايی می شود ،

که بی تو چيزی از دست نمی دهند !

دنيای من هر روز پر از گريه های نيمه خورده می شود 

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ٢٠ دی ۱۳۸۳
comment نظرات ()