برف روی خط استوا

دستت را به من نزن!

دستت را به من نزن!
دستت را به من بزنی زخم خستگی ام دهان باز می کند
و بند نمی آید این خون
که تو با هر نامی که از در می آیی
پرستاری نمی دانی

   + مهدیه لطیفی ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ٢۸ امرداد ۱۳٩٢