برف روی خط استوا

به قدر حجم تو خالی

کاسه ی چشمم
جایی درست به قدر حجم تو را خالی دارد
راستی چاقی؟
لاغری؟
چهارشانه؟
یا...؟
تا تار عنکبوت نبسته بر این خالی
در چهارچوب در پیدا شو
من از عنکبوت ها و جمجمه های شکسته
من از انعکاس چکه چکه های آب از سقف
بر دالان های خالی
می ترسم

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳ خرداد ۱۳٩٢