برف روی خط استوا

O2

آویزان مانده ایم
بر ثانیه شمار ساعت بزرگی
بر میدان اصلی کهکشان ِ کوچکی
که دندان هایش شیری ست!

این جایی از زمان
که ما ایستاده ایم
کار ساده ای نیست نفس کشیدن
بس که به کار هم کار دارند
هم نفس هایی
که نفس می بُرند و
نفس کم نمی آورند!

باید بیایی
کمی O2
از کیسه ی احتکار ِ هستی بدزدیم
بپاشیم توی آسمان ِ این اتاق
و تخت
بر تخت
به نفس های هم دل خوش کنیم

   + مهدیه لطیفی ; ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; ٢۳ آبان ۱۳٩۱