برف روی خط استوا

شاعر که باشی

شاعر که باشی
دنیا را در بقچه ای از یاد می بری
و تمام عمر
می نشینی به امید یک اتفاق خوب
که اتفاقا بهتر از همه می دانی
که نیست

شاعر که باشی
دیوانه گی و دانایی ات در هم می آمیزد
و درک نمی کنی
خودت هم حتی
خودت را

   + مهدیه لطیفی ; ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱٦ مهر ۱۳٩۱