برف روی خط استوا

تقصير خودم نيست

تقصير خودم نيست ،

تو را که مي بينم

هز چه از بر کرده بودم ، از برم می رود

تو را که می بینم

همه ی واژه ها نا گفته می مانند

تا همیشه چیزی برای با خودم تکرار کردن داشته باشم !

همه ی اینها تقصیر حرارت جضور توست

سنگینی حرم حضور تو را

پاسخی جز سنگینی سکوتم نمی یابم

تقصیر خودم نیست که تو را که می بینم

چیزی برای گفتن ندارم



   + مهدیه لطیفی ; ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱٠ امرداد ۱۳۸۳
comment نظرات ()