برف روی خط استوا

باید دوست داشتنت را بغل بگیرم و ...

قد کشیده ای
تا ناکجایی که سر در نمی آوری
از کجا بودن ِ من!

دوست داشتنت را از سر راه نیاورده بودم
که حالا بگذارم
زیر قدم های قد کشیده ات
لگدمال شود
باید دوست داشتنت را بغل بگیرم و
بگذارم ات و
بگذرم!

همان دو سه تا باران
همان یک بوسه
همین که شاعر شده ام حالا
عمری را کفایت می کند!

   + مهدیه لطیفی ; ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; ۳٠ امرداد ۱۳٩۱