برف روی خط استوا

قالیچه ای که پرواز کند محال نیست؛ تو محالی!

دنیا که خلوت تر بود
دنیا که خط خطی نبود
از اشعه و
امواج و
ارتباطات
قالیچه ای که پرواز کند محال نبود
حالا "تو" محالی
تو یی که همین جایی
تو که زاده شده ای سال ها قبل
تو که انسانی،
نه پری

یادم نبود،
انسان بودن
عجیب تر از پرواز
عجیب تر از پری بودن است! 

اصلا بیخیال
دریا هیچ وقت پری نداشت
حتی تمام آن سال ها که لی لی بازی عزیز تر از عاشقی بود!
ما پری بودیم؛
ما پری بودیم که خیال می کردیم
زنی زیر دریا ها
مردی در آسمان ها
زندگی می کند.

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱٠ امرداد ۱۳٩۱