برف روی خط استوا

می دانستم پرستو ها جایت می گذارند

آب می خورد
به صورتت
صبحی که گفتی برمی گردی
و آب نمی خورد
چشمم
که پرستو ها
این همه راه را با تو بروند و
با تو هم برگردند!

می دانستم پرستو ها
جایت می گذارند
و تو با همان کلاه و سیگار معروف
در به در می شوی تمام عمر
از این ترانه
به آن تابلو
از آن فیلم
به این داستان
و ادامه دارد این داستان تا ابد...
حتی اگر عشق
دروغ محضی باشد،
محض ِ تنهایی ِ انسان!

   + مهدیه لطیفی ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱