برف روی خط استوا

تا بالشت روی سرم است، برو

انکار می کنم
خطر هایی که کردم را
به خوردِ خاموشی می دهم
خودم را
تا بالشت توی سرم است
تا مجبور نشده ای چشم هایم را
با خودت ببری
برو

ساعت!؟
چه فرق می کند؟
نترس
راه ها
همیشه با تو راه می آیند!

   + مهدیه لطیفی ; ۸:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢۳ بهمن ۱۳٩٠