برف روی خط استوا

زمستان تر از زمستانی که در آنم

این روزها
همه اش در من برف می بارد
آنقدر سنگین
که آدم برفی ها
در من امپراطوری راه انداخته اند
و من
حتی
جرئت ِ خندیدن به دماغ های هویجی شان را ندارم!

این روزها
زمستان تر از زمستانی ام که در آنم
و چهلچراغی از قندیل و بغض
آویزان کرده ام اینجا
درست بالای سر شومینه ای
که تو در آن هیزم نمی ریزی!

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢۳ دی ۱۳٩٠