برف روی خط استوا

قلم و قلمو یکی ست

قلم و قلمو یکی ست
حرف را
می شود زد، می شود کشید
حرف را
می شود شنید، می شود نشنید!
ما حلق خود را چهارپاره می کنیم و شما
چهارراه ها را بالا و پایین کن
این راه و آن راه ندارد
راه را از هر طرف که بروی
من ایستاده ام آنجا
با حلقی چهار پاره
قلم یا قلمویی در دست
و لبخندی گم در باد و راه و مه
باقی اش با شما
من را
می شود دید
می شود ندید

   + مهدیه لطیفی ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱٦ آذر ۱۳٩٠