برف روی خط استوا

سونات مهتاب

دریا را از خدا قرض می گیرم
سیگارش را هم
و خدا می نشیند پشت پیانویش
"سونات مهتاب" می زند
بیا حرف نزنیم
برای ادامه ی زندگی چیز زیادی لازم نیست
همین که نو باشی
سونات مهتاب باشد
بهشت و زندگی یکی می شوند
راستی...!
چه می چسبد این سیگاری که از لای لب های خدا برداشته ام!

   + مهدیه لطیفی ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; ٢٤ امرداد ۱۳٩٠