برف روی خط استوا

روییدن ِ نیامدنت

می ترسم پاشنه های شتابزده ی کفش های آن همه او
رد پایت را شخم بزند
و نیامدنت بروید بر شهر!

می ترسم بنشینم همه ی عمر
فکر کنم
که اول تو رفتی؟
یا من کشتمت؟
یا او آمد؟

   + مهدیه لطیفی ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; ٢٩ خرداد ۱۳٩٠