برف روی خط استوا

ترازوهایت را بردار

ترازوهایت را بردار
جای دیگری بساط کن
اینجا شهر عجیبی ست
اینجا شهر دوش آب سرد و کتاب است
برای تویی که می خواهی بیشتر از اینها دوستت داشته باشند،
دل من وزن زیادی ندارد!
ترازوهایت را بردار
راه بیفت
دنیا پر از شهر های خالی از عشقی ست
که برایت تره خورد می کنند به دروغ
و پپاز داغ تفت می دهند مدام وسط حرف ها
من از بوی پیاز و تره
سرسام می گیرم.
من پشت و پناه می خواستم
چه می دانستم به زودی به هم پشت می کنیم
و "منم" هایمان را پتک می کنیم بر سر هم!
دل من وزن زیادی ندارد
دنیا ولی پر از شهر هایی ست
که دخترک های بی بهارش
تو را نشانه می روند،
بی آنکه عاشق لبخندهایت شوند!
سلام مرا
به تک تکشان برسان

   + مهدیه لطیفی ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢۳ خرداد ۱۳٩٠