برف روی خط استوا

یک نفر در آینه

یک نفر آینه می بندد
دیوارهای سست خانه ی دلم را سرتاسر...
تا مجال در گشایی اش بخشد،
در کوفتن های عشقی که
تو را خبر آورده است!
تویی که حالا زیباتر از همیشه
می توانی در این همه آینه بندان
هزار هزار بار
در من تکرار شوی...

   + مهدیه لطیفی ; ۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ٢٧ بهمن ۱۳۸٢