برف روی خط استوا

توی روزهام قدم بزن

پیشونی نوشتم را
با قدم هات عوض می کنم
توی روزهام قدم بزن
با دست هایی در جیب و
یقه ی کاپشنی که بالا داده ایش
سوت هم زدی، زدی
خنک است و خلوت
توی روزهام قدم بزن
خوشبختی هایش را جدا کن
هر چه ماند پس می گیرم

   + مهدیه لطیفی ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠