برف روی خط استوا

نه آمدی و نه رفتی

آمدنت را دروغ چرا،
نمی دانم
رفتنت اما جشن گرفتن داشت
نه که خوشحال باشم؛ نه!
رفتنت نوید پرشعر شدنِ تنم بود
می شد بنشینم سال ها
از سایه ات که دور می شد
شعر بنویسم
تو ولی نه آمدی و نه رفتی
تو خوب می دانستی،
نابودی من کار هر کسی نیست!

   + مهدیه لطیفی ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢٥ فروردین ۱۳٩٠