برف روی خط استوا

21 آذر 1304

به مناسبت سالروز هشتاد و پنج سالگی احمد شاملو

دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی‏ست نازنین

و عشق را
کنار تیرکِ راه‏بند
تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابان‏اند
برگذرگاه‏ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لب‏ها جراحی می‏کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس

روزگار غریبی‏ست نازنین

ابلیس پیروز مست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

   + مهدیه لطیفی ; ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ٢۱ آذر ۱۳۸٩