برف روی خط استوا

به سلامتی همین لحظه

به درک که میخانه ندارد این شهر
نداشته باشد!
بی آنکه بفهمم چه می گویی،
حتی یک کلمه
به سلامتی همین لحظه
سر می کشم صدایت را
و مستِ مست
تلو تلو می خورم
تا تعابیر تازه ای از دست های تو و
دلایل چگونگی ِ هر چیزی
حتی اگر صبح
تو به راه خودت بروی و
تعابیر کهنه هماره پایشان توی یک کفش باشد و
من خواب های ندیده ام را بشمارم

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۸ آبان ۱۳۸٩