برف روی خط استوا

دلتنگی های به چشم نیامده

هنوز
کفش های سیاه دختر بی بهار
پشت در خانه ات
به من دهن کجی می کند
هنوز
زنگ که نمی زنی
بی قراری های عصر جمعه ام
ضربدر تعداد تمام جمعه های جهان می شود
و دلم را ریش می کند
تصور آن همه بی بهاری
در خانه ات
خانه ای که
تار تنیده بر گوشه گوشه اش
دلتنگی های به چشم نیامده!

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ٢ مهر ۱۳۸٩