برف روی خط استوا

بی رنگ و رو

رنگ و رو نمانده بر دست و دلم
خواب می مانم سر همه ی قرارها
و روسری هایم چروک است
از روزی که
سر هیچ قراری
انتظار تو مشهود و
لبخند تو پهن نیست

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩