برف روی خط استوا

رجی از شالی

تلی از ته سیگار را مانی
که با آن نگاه باستانی
بنی بشری را نمانی
مگر من
که رجی از شالی را مانم
که تو بافته ای بر گردن صبح ها و
بعدازظهر ها و
سلام ها

 

 

پ.ن: من که نیستم کی برای شونه هات غزل می بافه جای شال؟!

   + مهدیه لطیفی ; ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱٦ فروردین ۱۳۸٩