برف روی خط استوا

میخکوب

برای بار هزارم
از راه نرسیده
پیش از دم کشیدن چای با نعنا
چنان پشت سرت
در را می کوبی
که صدایش همسایه ها را که سهل است
مرا که فدای سرت
تمام دیوانه های دل از دست داده ی دنیا را در جا میخکوب می کند
تا بار بعد
که بیایی بگویی: ببخشید!
و برای بار هزار و یکم
از راه نرسیده
پیش از پر کردن کتری حتی...

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ٢٧ آذر ۱۳۸۸