برف روی خط استوا

شعر هایت

نمی دانی
واژه هایت از عشق که می نویسند
از انتظار که خسته نمی شوند
بر کج و تاب کاغذ و میز که می لغزند و
از گونه های من فرو می ریزند
اینجا همه چیز چه تنها تر...
و چه شاعر تر می شود!

   + مهدیه لطیفی ; ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱٧ آبان ۱۳۸٢
comment نظرات ()