برف روی خط استوا

چشم هایم لال می میرند

باید زل بزنی
به مردمان چشم ها
سکوت کنی
فکر نکنی
و بگذاری حرفی از آنها سر ریز کند بر وجودت...

چشم هایم لال می میرند
وقتی چشم دیدنشان را نداری

   + مهدیه لطیفی ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۸ فروردین ۱۳٩۳

در من کسی بود...

در من کسی هست
که می نویسد...
و از زندانیانِ اخبار آموخته است لابد
دست و بالش را که ببندی
لب به مداد و کاغذ نمی زند!

در من کسی بود
که می نوشت!...

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱٤ فروردین ۱۳٩۳