برف روی خط استوا

بی تو هیچ چیز عجیب نیست

بی تو هیچ چیز عجیب نیست
بی تو تعجب نمی کنم اگر
یک روز صبح
تمام ماشین های شهر
دنده عقب به مقصدهایشان برسند
و نمی ترسم اگر
تمام بعدازظهر هایم
سگی تر از این که هست بشوند
و سیدنی لومت زنده شود و قاه قاه به زندگی ام بخندد
بی تو بهشت
جهنم می شود
جهنم
جهنم می ماند
بی تو عددی نیستند دیگر
عجایب هفت گانه

 

 

*: سیدنی لومت = کارگردان فیلم بعدازظهر سگی

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; ۳٠ تیر ۱۳٩٠

دختری که زندگی ندارد

ببین!
زندگی من توی کلاه هیچ شعبده بازی غیب نشد
زندگی من توی آغوش کسی جا نماند
تو که نیامدی
زندگی من
ذره
ذره
بیخودی
از دست هایم رفت!

حالا هم دیر است
تمام نشانه های تو را پاک کرده اند از نقشه
یا گیرم که ورق برگردد
گیرم که بیایی
با دختری که زندگی ندارد
می خواهی چه کنی!؟

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢٧ تیر ۱۳٩٠

نقطه ی عطف خواب های فراموش شده

بر صخره ای سرد
با پیراهن حریر ایستاده ام
و ترانه زمزمه می کنم
اینجا نقطه ی عطف خواب های مردی ست
که هر شب خواب مرا می بیند
و هر صبح به خودش
و گاهی به دوست دخترهای جدیدش
می گوید:
"نمی دانم چرا من هیچ وقت خواب نمی بینم"

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ٩ تیر ۱۳٩٠

نمی خواهد بیایی

نزدیک تر
همه ترس از دوری ست
نمی خواهد بیایی
همان جایی که هستی خوب است
چیلیک...!
ابدی ات می کنم

   + مهدیه لطیفی ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; ٦ تیر ۱۳٩٠

دندان های تو دیوانه اند

دندان های تو دیوانه اند
دنیا را به بازی گرفته اند
با هر خنده ات
جهان به نفع تو تمام می شود
و جان سالم به در نمی برد
دلم از دستت

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ٢ تیر ۱۳٩٠