برف روی خط استوا

شما که جای خود

می پرستمت
چه بخواهی چه نخواهی
آستین به به راه آوردنم بالا نزن
تو که عددی...!
ببخشید اما، اینحور موقع ها
شما که جای خود
خدا هم آستین بالا بزند
تیرش به سنگ می خورد

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸

سراغ تو

راه افتاده ام کو به کو، سو به سو
سراغ خدا را
از درختان و مردمان و
کتاب ها میگیرم
که سراغ تو را
از خدا بگیرم


   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

ببخشید

ببخشید چسب نیست که

تکه های دلی را

تکه های دلم را

بچسباند به هم


   + مهدیه لطیفی ; ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸

دایه ی مهربان تر از مادر

دلتنگی
دلتنگی
دلتنگی
این بی قراری مزمن دامن گیر
این مرگنمای بی پایان نفس گیر
دایه ی مهربان تر از مادر شده
آغوش گشوده بلعیده مرا
درست از ساعتی که رفتی
نخواهمش کی را باید ببینم؟!

   + مهدیه لطیفی ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸