برف روی خط استوا

بغض های پنهانی

بغض های پنهانی مان

که پیشتر

در دل کاشته ایم

سر به آسمان کشیده اند و

طاق کرده اند

طاقت را

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۳۱ خرداد ۱۳۸٧

خسته کننده

من که غیب می گویم
تو هم که سرت را انداخته ای و
همیشه در گذری
برای تویی که به جایی نمی رسی و
برای منی که خوب می دانم
دنیا دست کیست
خسته کننده نیست که
جایی برای خستگی در کردن نداریم ؟!

   + مهدیه لطیفی ; ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; ٢۱ خرداد ۱۳۸٧

تنوع

چه اشکالی دارد اگر
بهشت را به جهنمیان بدهند
تو را
به من ؟

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱٤ خرداد ۱۳۸٧