برف روی خط استوا

هذيان

شبیه سکونت دائم مجسمه بر میدان

شبیه سکونت دائم غصه بر دل شده ام

می خواهم خودم را بریزم دور 

چشم های سیندرلا را قرض کنم

دنیا را از خوشبخت ببینم 

   + مهدیه لطیفی ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ٢٤ مهر ۱۳۸٦

هم درد

تو نمی توانی

جای عروسکم را بگیری گاهی

گاهی که دلم می گیرد

شمع کوچکی را

به هزار تا خورشید نمی دهم

آن وقت ها

دیوار هم به تو ارجحیت دارد

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱٩ مهر ۱۳۸٦