برف روی خط استوا

داغ مهتاب

دستمالی تر گذاشته ام

بر پیشانی تب کرده ی ماه

نکند داغ مهتاب

به دلت بماند

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۳۱ شهریور ۱۳۸٦

پيشونی نوشت

پیشونی نوشتم را

با دست هات عوض می کنم

توی روزهایم قدم بزن

خوشبختی هایش را جدا کن

هر چه ماند پس می گیرم

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ٢۱ شهریور ۱۳۸٦

اشتباه

دور دور آدم هایی ست

که هم خواب هم می شوند و

خواب هم را نمی بینند !

   + مهدیه لطیفی ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳۸٦

بال بال

بال بال می زنم

نه پرنده ام ، نه فرشته

تو را می خواهم

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱٠ شهریور ۱۳۸٦

مرگ نصفه نيمه

سیاه بپوشی یا صورتی

توفیری به حال کسی که نصفه نیمه مرده ندارد

خودم را مرده فرض کن

تو را در من هنوز زنده

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ٤ شهریور ۱۳۸٦