برف روی خط استوا

فرضيه

فرض بر این که

خدایی هست و

شمه ای ایمان

عشق ندیده اگر باشی

هر دو را بر باد داده ای و

دلت را

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ٢۳ خرداد ۱۳۸٦

ناشيانه

مبادا نقاش خوبی شوی

ناشیانه نقاشی کن

مرا شبیه پریزاده

خودت را شبیه شاهزاده

   + مهدیه لطیفی ; ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۸ خرداد ۱۳۸٦

بيراهه يا بيراهه ؟!

چه دیوانه و لایعقل

دو دستی بچسبمت و

چه فرزانه و دانا

راه از تو جدا کنم

بیراهه بیراهه است !

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱٢ خرداد ۱۳۸٦