برف روی خط استوا

بی چمدان

ما سفر داریم تا سفر
می شود بار و بندیل بست و
سوت زنان رفت
می شود بی چمدان
لب دوخته
بی اشک و بی در آغوش کشیدن کسی رفت و
برنگشت

   + مهدیه لطیفی ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; ٢٢ دی ۱۳۸٥