برف روی خط استوا

تو و تکرارت

برایم دست تکان می دهی

زمین چند دور دور خودش می چرخد

تو هنوز هم دست تکان می دهی

و تکرار می شوی

من سرم گیج می رود

تو و تکرارت سر از جایی در می آورید که من آن جا نیستم

اینجا برای لحظه ای هم که شده 

دنیا به آخر می رسد

   + مهدیه لطیفی ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱٢ مهر ۱۳۸٤

فحش های عاشقانه

نگران نباش

نمی شود دوستت نداشت

لجم هم که بگیرد از دستت

نهایتش این است که

دفتر چه ی خاطراتم

پر از فحش های عاشقانه می شود

 

   + مهدیه لطیفی ; ۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ٦ مهر ۱۳۸٤